تبليغاتX
فلسفه، اقتصاد و جامعه
     نوشته‌ي حاضر، تلاشي براي كسب شناخت آگاهانه از انواع رايج هنر تكنوازي در موسيقي سنتي ايران است. تأييد يا نفي شيوه‌اي خاص در نظر نيست. موسيقي سنتي امروز ايران، شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هر دستگاه يا آواز، از تعداد زيادي نغمات خاص به نام «گوشه» تشكيل شده است. هر گوشه داراي نظم، فكر و زيبايي خاص است. نحوه‌ي اجراي گوشه‌ها به گونه‌اي است كه در ارتباط با يكديگر ترتيب و معنا مي‌يابند: در فضايي مناسب و متناسب، گاه در جواب هم و زماني متضاد يكديگر، گاه در حكم رابط و زماني در مقام فرود، به دنبال هم نظام مي‌گيرند. همنهادِ نهايي چنين مجموعه‌اي «رديف» ناميده مي‌شود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در جمعه بیست و هشتم دی 1386 |

 

 

 

فرهنگ غرب، در خطوط اصلي آن، دموكراسي[1]، ليبراليسم[2]، فردگرايي، حقوق بشر، پانسكسوئاليسم، گريز از پايبندي‌هاي آييني- خانوادگي، تعادل سو‍ژه- شهروند ...، فرهنگ غرب نيست، فرهنگي است كه هر جامعه‌اي بسته يا باز، دير يا زود به آن خواهد رسيد، چرا كه باز شدن طومار آدمي مركب از طبع خواهنده و عقل ابزارساز علي‌الاصول به همين چشم‌اندازها مي‌رسد.

ريشه‌هاي هر فرهنگي، از جمله فرهنگ غرب، بسيار بيش از اينكه در عمق تاريخ و جغرافياي آن فرهنگ قرار داشته باشد، در طبيعت انسان قرار دارد. آنچه به عنوان خطوط اصلي فرهنگ جهاني و بشري مطرح مي‌شود ضرورت خود را وام‌دار ارزش يا گزينش خود نيست. حركت جوامع انساني به سوي حذف موانع كامجويي است. به تعبير ديگر اگر فردگرايي، ليبراليسم و ... عناصر فرهنگ جهاني و فرهنگ نهایي‌اند به اين دليل است كه همگي از حيث «مانع بودن بر سر راه خواهشگري انسان» به نهايت رقت ممكن رسيده‌اند و نقش عامل انساني را به‌غايت كاسته‌اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 |