انسان فردیت یافته 2

 

رشد شخصيت

 

به اعتقاد بسياري از نظريه دانان روانشناسي كه احتمالاً نظر خود را از فرويد گرفته اند، رشد شخصيت انسان حدود پنج سالگي متوقف مي شود. از اين ديدگاه، قالب و ماهيت شخصيت آدمي را تجربه هاي شيرخوارگي و سال هاي نخستين كودكي تعيين مي كند و پس از اين دوره، احتمال دگرگوني شخصيت انسان بسيار اندك است. يونگ نخستين نظريه داني بود كه به تكامل شخصيت در سراسر زندگي انسان اعتقاد داشت و مي پنداشت تحول قطعي در شخصيت، ميان سي و پنج تا پنجاه سالگي روي خواهد داد. دست كم اينكه زنداني تجربه هاي نخستين دوره ي كودكي نيستيم.

يونگ براي تكامل شخصيت انسان چهار مرحله قايل است: كودكي،‌نوجواني و جواني، ميانسالي، و كهولت. يونگ، دوره ي كودكي را در تشكيل شخصيت آدمي داراي اهميت خاصي نمي داند. غرايز بر رفتار نوزاد مسلط است و در اين دوران اوليه،‌ مسايل رواني وجود ندارد؛ زيرا لازمه ي اين گونه مسايل، بودن « من هشيار » است كه در آن دوره هنوز شكل نگرفته است.

ادامه نوشته

انسان فرديت يافته 1

كارل گوستاو يونگ (1961- 1875 c.g.jung ) در 1913 كه سي و هشت ساله بود، مي پنداشت ديوانه شده است. تا سه سال بعد، زير بار سنگين عذاب، از بيم ايجاد سوء تفاهم، حالتي كه نمي توانست با هيچ كس در ميان بگذارد، زير فشار مداوم دروني كه گويي « كاملاً در وسط هوا معلق شده بود»، احساس سرگرداني و تنهايي مي كرد.

يونگ آن وقت روانپزشكي موفق و محترم با بيماران خصوصي بسيار، داراي زن و فرزند و سمت استادياري در دانشگاه زوريخ سوييس بود. ظاهراً از زندگي شخصي و حرفه اي غني و سرشاري برخوردار بود. چند ماه پيش از آن، رابطه ي نزديك عاطفي و حرفه اي خود را با زيگموند فرويد گسسته بود ( رويدادي كه براي هر دو دشوار بود )، گو اينكه به نظر نمي رسيد اين جدايي تنها علت مشكلات يونگ باشد. يونگ به دلايلي احساس مي كرد زندگيش فاقد معنا و شور و شوق است. فعاليت هاي فكري اش متوقف شده بود، كم مي نوشت و نمي توانست كتابهاي علمي را بخواند. كار دانشگاهي را رها كرد و از استادياري استعفا داد، زيرا احساس مي كرد زماني كه وضعيت فكري و عاطفي اش چنين آشفته و اضطراب انگيز است نمي تواند تدريس كند.

يونگ در چنين حالت آشفته اي به اميد يافتن رويدادي كه احتمالاً علت اختلال رواني اش باشد به بررسي زندگي اش، به ويژه دوران كودكي اش پرداخت. دوبار زندگي خود را مرور كرد و چيزي نيافت. سرانجام، از كوشش در راه درك عقلاني مشكلش دست برداشت و تصميم گرفت هر قدر هم كه مي خواهد بي معنا باشد، خود را به آنچه پيش مي آيد بسپرد. او خود را تسليم جوشش هاي ناهشيار خويش كرد، فرآيندي كه بعدها رسماً عنوان رويارويي با ناهشياري بر آن نهاد.

ادامه نوشته

نگاهی به فیلم پنج عباس کیارستمی

فيلم پنج فيلم خاصی است و بيننده خاص خودش را هم دارد. پنج موضوع ساده که با نگاهی شاعرانه و هنرمندانه ديده شده اند، فيلم پنج را می سازند. فيلمی که نه داستان، نه فيلمنامه، نه بازيگر، نه تدوينگر و نه حتی کارگردان دارد. هر بخش فيلم تنها يک نمای طولانی ثابت است که حدود ده تا بيست دقيقه طول می کشد و جمعا اين مجموعه يک ساعت و پانزده دقيقه ای را می سازند.

 

قسمت اول: قطعه چوبی با موج دريا به ساحل می آيد و با موجی ديگر به دريا برمی گردد اين كار حدود چهار- پنج دقيقه ادامه دارد تا اينکه حرکت امواج چوب را دو تکه می کند. تکه کوچکتر در ساحل می ماند و تکه بزرگتر ته دريا برمی گردد تا از کادر خارج شود.

 

قسمت دوم : در يک پياده روی ساحلی در يک شهر اروپايی، مردمانی در گذرند. گاهی با هم گاهی تنها. دو سه نفری هم می نشينند و با هم صحبت می کنند. و در پس امواج دريا به ساحل می خورند و برمی گردنند.

ادامه نوشته