صرف نظر از اينكه نوع بشر را تا چه حد خودخواه فرض كرده باشيم، در طبيعت و ماهيت بشر بنيان‌هاي آشكاري او را به سرنوشت ديگران علاقه‌مند كرده و خرسندي و شادكامي آنان را براي او ضروري مي‌سازند، هرچند به جز لذت ديدارِ خرسنديِ آنان سودي برايش ندارد.

آدام اسميت، 1759

 

زيست‌شناسان آدمي و ساير حيوانها را علي رغم گرايشهاي پرستاري و مراقبت از يكديگر باز هم خودخواهِ مطلق به شمار مي‌آورند. علت اين تصور بيشتر نظري است يعني اين فرض كه پيدايش همه‌ي رفتارها فقط و فقط به سود و نفع كسي است كه آن رفتار را از خود نشان بدهد. البته اينكه ژن‌هايي كه نتوانند به نفع جانور حامل خود باشند در فرايند انتخاب طبيعي در شرايط دشواري قرار مي‌گيرند نوعي برداشت منطقي از صحنه است. اما اين پرسش هم مطرح است كه آيا فقط به اين خاطر كه پيدايش رفتارهايي در حيوان به سود اوست مي‌توان او را خودخواه دانست؟