Erik Erikson

اريك اريكسون[1] روانكاو نامدار معتقد بود يكي از تكاليف عمده كه نوجوان با آن روبرو مي‌شود تكوين هويت شخصي است، به اين معنا كه بايد به پرسشهايي نظير «من كيستم؟» و «مقصدم كجاست؟» پاسخ دهد. هر چند اريكسون اصطلاح «بحران هويت» را براي توصيف فرايند فعال توصيف خويشتن پيش كشيد، اما بر اين باور بود كه بحران هويت بخش جدايي‌ناپذيري از رشد رواني-اجتماعي سالم است. در همين راستا اغلب روانشناسان رشد نيز معتقدند كه نوجواني بايد دوره‌ي «تجربه‌ي نقشها» باشد، بدين معنا كه افراد جوان طي آن بايد بتوانند به كندوكاو در رفتارهاي گوناگون،‌ علايق و جهان‌بيني‌ها بپردازند. بسياري از باورها،‌نقشها و شيوه‌هاي رفتاري ممكن است در تلاش براي دستيابي به مفهوم يكپارچه‌اي از خويش،‌ «آزمايش شوند» يا تغيير يابند يا كنار گذاشته شوند.