چند گزین گویه از نیچه

زيبايي آوايي آرام دارد كه تنها در بيدارترينِ روان ها راه مي برد.
تمامتِ «شدن» در چشم ام رقصِ خدايان نمود و بازيگوشيِ خدايان؛ و جهان رها و سر از پا نشناس و به سوي خويش در پرواز؛
چون جاودانه از هم گريختن و يكدگر باز جُستنِ بسي خدا؛ چون شادمانه با هم در آويختن و از هم گسيختن و باز با هم آميختنِ بسي خدا.
اراده ي شيرانه خود را چنين مي خواهد: گرسنه، شرزه، تنها، بي خدا. آزاد از نيك بختيِ بندگان، رها از خدايان و پرستش ها، بي ترس و ترسناك، ستُرگ و تنها: چنين است اراده ي اهل حقيقت.
ژرفايم آرميده است: چه كس گمان تواند بُرد كه چه هيولاهايِ شاد و شنگ در خود نهفته دارد! ژرفايم آرميده است؛ اما رخشان از معماهاي شناور و از خنده ها.
چيزها همه در چشمه ي جاودانگي و در فراسوي نيك و بد تعميد يافته اند.
تو اي آسمانِ خاموشِ ريش برفيِ زمستان، اي گرد چشم سرسپيد، كه بر فرازِ من اي! تو اي مثالِ آسماني روانم و بازيگوشي اش!
رويايم، اين دريانوردِ دلير، نيم كشتي، نيم تندباد، خاموش چون پروانه، بي شكيب چون شاهين . . .
دانايي مايه يِ لذتِ شير-ارادگان است. اما آنكه خسته گشته است به اراده ي ديگران است و بازيچه ي هر موج.
سرشت مردم ناتوان همواره چنان است كه در راهِ خود گم مي شوند و سرانجام خستگي شان مي پرسد: «چرا مي بايد راهي در پيش گرفت؟ همه چيز يكسان است!»
خواستن آزادي بخش است؛ زيرا خواستن همانا آفريدن است.
آن را كه گوشي هست، بشنود!
برادران، آيا من سنگدلم؟ باري، من مي گويم: هر چه را كه افتادني ست مي بايد بيشتر زور داد!
آن كه در شناختِ سرچشمه هاي كهن استاد شده است، سرانجام به جست-و-جويِ چشمه هايِ آينده و سرچشمه هايِ تازه بر مي خيزد.
انسان براي ]دست يافتن به[ بهترين چيزِ خود به شريرانه ترين چيز-اش نيازمند است؛
كه شريرانه ترين چيزش بهين نيرويِ اوست و سخت ترين سنگ برايِ والاترين آفريننده. و اين كه انسان بايد بهتر و شريرتر شود!
به پايم كه شيداي رقص است نگاهي افكندي.
اين رقصي ست بر فراز و نشيب: من شكارگر ام. تو مي خواهي سگ ام باشي يا بُزِ كوهي ام؟
ما جزيره و چمنزار سرسبز خويش را در فراسوي نيك و بد يافته ايم.
اي انسان هاي والاتر! بدترين چيز در شما اين است كه همه چنان كه بايد رقص نياموخته ايد؛ رقصي از روي خويشتن به فراسوي خويشتن! . . . بياموزيد كه بر خويشتن از فراسوي خويشتن خنده زنيد! . . . من خنده را مقدس خوانده ام.
چنين گفت زرتشت، نيچه، ترجمهي داريوش آشوري، نشر آگه
موضوعات مورد علاقهم هنر و علوم انسانی هست. در حال حاضر اقتصاد از دلمشغولیهام محسوب میشه و مطالعاتم رو در این زمینه ادامه میدم.